تبليغاتX
چکاوک
چکاوک



 مجله‌ "موزيكال آمريكا" كه گفته مي‌شود از معتبرترين نشريات موسيقي در جهان است، در ادامه‌ سنت 50 ساله‌ي خود براي انتخاب بهترين‌هاي موسيقي جهان، "سوپرانو آنا نتربكو"،‌ نوازنده 36 ساله روس را به‌عنوان چهره برتر سال جاري اين عرصه معرفي كرد.

اين نشريه‌ي‌ موسيقي، "نتربكو" را كه تك‌نواز تئاتر "مارينسكي" سن پترزبورگ است، "سوپراستار نابغه‌ي قرن 21" ناميد.

مجله "تايم" نيز پيش‌تر "سوپرانو" را به‌عنوان 100 شخصيت برتر سال 2007 كه جهان را تغيير داده‌اند، انتخاب كرد.

نووستي گزارش داد، همچنين "كايجا سارياهو"، بهترين آهنگ‌ساز سال، "روبرت اسپانو" بهترين رهبر اركستر سال، "چارلز روسن" 80 ساله هم بهترين نوازنده‌ي سال معرفي شدند. همچنين "چانتي‌كلير" نيز بهترين گروه هم‌نوازي سال 2008 بود كه در مراسم ويژه‌اي روز پنج‌شنبه در مركز لينكون نيويورك به‌همراه ديگران مورد تقدير قرار گرفت.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت   توسط جعفر عربیان   | 
 
برخي از رسانه‌هاي خارجي از جمله مجله تايمز و سايت سينمايي اسكرين ديلي، فيلم 45 ميليون دلاري «نفرين گل طلايي» به كارگرداني «ژانگ ييمو» را برترين فيلم سال و فيلم «قطب‌نماي طلايي» با بازي «نيكول كيدمن» و «دنيل كرايج» بعنوان بدترين فيلم سال معرفي شد، اين فيلم تنها توانست يك روز نام خود را در ميان 10 فيلم اول گيشه حفظ نمايد.

نشريه اينترنتي_سينمايي «the dead bolt» نيز برترين‌هاي چهار بخش بهترين بازيگران نقش اول مرد و زن و بهترين‌هاي نقش مكمل مرد و زن را به شرح زير اعلام كرد:

در بخش بهترين بازيگر نقش اول مرد:1. «جورج كلوني» براي نقش «مايكل كليتون» در فيلم «مايكل كليتون»

2.«بنيكو دل تورو» براي نقش «جري سانبورن» در فيلم «چيزهايي كه ما در آتش از دست داديم»

3.«رايان گوسليگ» براي نقش «لارس لينداستورم» در فيلم «لارس و دختر واقعي»

4. «جيمز مك‌اوي» براي نقش «رابي ترنر» در فيلم «كفاره»

5. «دنيل دي_لوييس» در فيلم «آنجا خون به پا خواهد شد»


در بخش بهترين بازيگر نقش اول زن:1. «جولي كريستي» براي نقش «فيونا اندرسون» در فيلم «دور از او»

2.«آنجلينا جولي» براي نقش «ماريان پيرل» در فيلم «يك قلب مقتدر»

3. «لورا ليني» براي نقش «وندي ساواج» در فيلم «وحشي‌ها»

4.«بلن روئدا» براي نقش «لورا» در فيلم «يتيم خانه»

5. «الن پيج» براي نقش «جونو مك‌گوف» در فيلم «جونو»



در بخش بهترين بازيگر مرد نقش مكمل:1.«كيسي افلك» براي نقش «رابرت فورد» در فيلم «ترور جسي جيمز توسط رابرت فورد ترسو»

2.«فليپ سيمور هافمن» براي نقش «گاست» در فيلم «جنگ چارلي ويلسون»

3.«تام ويلكينستون» براي نقش «نويسنده ايدنس» در فيلم «مايكل كليتون»

4.«استيو زاهن» براي نقش «دوآني مارتين» در فيلم «سحرگاه رهايي»

5. «جاوير باردم» در فيلم «پيرمردان كشوري ندارند»



در بخش بهترين بازيگران زن نقش مكمل: 1.«رومولا گاراي» براي نقش «بريوني تاليس» در فيلم «كفاره»

2.«لسلي مان» براي نقش «دبي» در فيلم «اعتصاب»

3.«سائوريس رونان» در فيلم «كفاره»

4.«امي رايان» براي نقش «هلن مك‌كريدي» در فيلم «گان بي‌بي‌گان»

5.«تيلدا سونيتون» براي نقش «كارن كرودر» در فيلم «مايكل كليتون»

منبع:خبرگزاري اقتصادي ايران


+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت   توسط جعفر عربیان   | 

این جلسه قرار بود عکسهایی که بچه ها گرفته بودند در کلاس نشان داده شود. موضوع عکاسی من همانطور که گفته بودم دیوار نوشته های مدرن بود. از یک هفته قبل کار من تمام شده بود و کلیپ عکسهایم اماده بود. وارد کلاس که شدم با دیدن لب تاب روی میز به سمت آن رفتم و سی دی کلیپ را روی آن گذاشتم ولی هر کاری کردیم کلیپ را نشان نداد. متوجه شدیم power point"" دستگاه قدیمی است و چون من کلیپ را با نمونه ی جدید برنامه ساخته بودم قابلیت پخش نداشت. خیلی ناراحت شدم . در هر جای دنیا زمانی که نسخه ی جدیدی از یک برنامه وارد بازار می شود همه لحظه شماری می کنند که ان را تهیه کنند و نسخه ی قدیمی را به دور بیندازند ولی ما حتی در دانشگاههای کشورمان نیز به روز نیستیم . این در حالی است که به روز کردن در کشور ما بدلیل برخی ویژگیهای فرهنگی ما( که قابل گفتن نیست) بسیار ارزان تمام میشود(به قیمت یک سی دی خام). جالب اینجاست که وقتی این ماجرا را برای دیگران تعریف کردم من را مقصر می دانستند که چرا کلیپت را با نسخه ی2007 برنامه ساختی؟!

بگذریم . تعداد بچه هایی که عکسهایشان اماده بود به تعداد انگشتان دست هم نمی رسید.  عکسهای نفر اول زیاد و خسته کننده بود. نه موضوع خاصی داشت و نه نام و صدا. ولی عکسهای نفر ذوم که از شهرهای عراق گرفته شده بود بد نبود ولی اگر از یک موضوع جزئی تر تهیه می شد خیلی بهتر بود.

فیلم خانم خضرایی هم زیاد مورد پسند نبود. چون هیچ ربطی به هنر نداشت و صرفا مستندی اجتماعی بود که در آن برخی تضادها به خوبی نشان داده شده بود. آخرین کلیپ نیز نیز از آقای امیری بود که آن هم به نظر می رسید فقط برای رفع تکلیف آورده بود. چون ظاهرا خودش نقشی در تهیه فیلم نداشت و موضوع آن نیز "چه گوارا" بود که تا جایی که من به یاد دارم هیچ کدام از مباحث علوم اجتماعی به این نام نیست. در مجموع عسهایی که در این جلسه نشان داده شد چنگی به دل نمی زدند. تا ببینیم جلسه ی بعد چه می شود...


+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت   توسط جعفر عربیان   | 

در طول تاریخ، اواز همواره یکی از اجزای لاینفک  زندگی بشری بوده است.انسان از همان ابتدا به قدرت حنجره ی خودپی برد و از آن در جنبه های مختلف زندگی اجتماعی خود از جمله شکار، کشاورزی ،مراسم مذهبی و... بهره جست.مردم سرزمین کهن ایران نیز از این قاعده مستثنی نبودند و به گفته ی استاد روح الله خالقی آواز و  موسیقی از شش قرن پیش از میلاد جزء لاینفک زندگی آریا ییها بوده است.کاربرد آواز در زنگی پیشینیان به حدی گسترده بود که بدون آن برخی امور زندگی صورت نمی پذیرفت.به همین دلیل آواز

در طول تاریخ، اواز همواره یکی از اجزای لاینفک  زندگی بشری بوده است.انسان از همان ابتدا به قدرت حنجره ی خودپی برد و از آن در جنبه های مختلف زندگی اجتماعی خود از جمله شکار، کشاورزی ،مراسم مذهبی و... بهره جست.مردم سرزمین کهن ایران نیز از این قاعده مستثنی نبودند و به گفته ی استاد روح الله خالقی آواز و  موسیقی از شش قرن پیش از میلاد جزء لاینفک زندگی آریا ییها بوده است.کاربرد آواز در زنگی پیشینیان به حدی گسترده بود که بدون آن برخی امور زندگی صورت نمی پذیرفت.به همین دلیل آواز خوانان و رامشگران از ارزش و مقام بالایی در نزد عموم برخوردار بودند. در شاهنامه ی فردوسی امده است که روزی رامشگری به در بار کیکهووس می رود و تقاضای دیدار او را می نماید. زمانی که نگهبانان دربار به او اجازه ی ورود نمیدهند به آنان می گوید که من از رامشگران هستم (چنین گفت کز شهر مازندران / یکی خوشنوازم ز رامشگران) و آنگاه است که نگهبانان بدون درنگ او را به پیش کیکاووس می فرستند. در دوران هخامنشیان به دلیل گتردگی قلمرو و نیاز به نیروی نظامی قوی، آوازها بیشتر حماسی و نظامی است. به عنوان مثال "زنوفن" در کتاب "خصال کوروش " می نویسد: "کوروش در هنگام حمله به قشون اسور بتا بر عادت خود سرودی آغاز کرد که سپاهیان با صدایی بلند و با احترام و ادب بسیار، دنبال آن را بخواندند. چون سرود به پایان رسید آزاد مردان با قدمهای مساوی و نظم تمام به راه افتادند". میبینیم در عصر هخامنشیان آواز خوانی آنقدر مهم و حیاتی است که خود کوروش شخصا این هنر را فرا گرفته و با صدای خود آواز های جنگی و حماسی می خواند. در این دوران آواز خوانان و رامشگرانی مانند نکیسا و رامتین از جایگاه اجتماعی بسیار بالایی برخوردار می باشند.این توجه و اهمیت در حکومتهای بعدی نیز تداوم می یبد به گونه ای که اردشیر بابکان-موسس سلسله ی ساسانیان-در تقسیم بندی اجتماعی خود آواز خوانان و رامشگران را در کنار"ساتراپها" قرار دا د که در آن زمان طبقه ی نسبتا بالای اجتماعی بوده است.در تعالیم دینی آن زمان نیز آواز نقش مهمی را در مراسم مذهبی ایفا می کند. در تعالیم زرتشت گات ها یا گاثا به معنی سرود است  و هنگام برگزاری مراسم مذهبی آن را می خواندند. در اوستا مکررا توصیه شده است که گات ها را باید با آواز خواند و در غیر اینصورت نیایش پذیرفته نیست.کاربرد آواز در مراسم  مذهبی تا زمان حمله ی اعراب به ایراب رایج بود ولی پس از آن به دلیل حرام بودن موسیقی در اسلام ، موسیقی مذهبی دچار رکود شد ولی موسیقی نظامی بدلیل اهمیت جهاد و مبارزه در اسلام با منعی روبرو نشد و به حیات خود ادامه داد. پس از ورود اسلامک به ایران ، و با شکوفایی علمی دانشمندان مسلملن ایرانی آواز و موسیقی نیز به عنوان یک علم مورد مطالعه قرار گرفت.در این دوران آواز جنبه یعلمی پیدا کرد و از چارچوب تفنن بیرون آمد.بالطبع تالیفات علمی زیادی نیز در باره ی آواز و موسیقی نوشته شد که از آن میان می وان به نوشته های فارابی ، ابن سینا ، صفی الدین ارموی ، قطب الدین شیرازی ، عبدالقادر مرا غه ای و... اشاره کرد. آواز تا قرن نهم هجری جنبه ی علمی داشت ولی از قرن نهم به بعد و با روی کار آمدن صفویه ، در نتیجه ی موانع مذهبی و مساعد نبودن اوضاع اجتماعی، هنرمندان دلسرد شده و رغبتی به یادگیری و یاد دادن آواز نداشتند. این بی میلی و سرخوردگی ، آوا و موسیقی را از انحصار نخبگان این هنر خارج کرد و باعث شد عده ای با بهره گیری از دانش کم خود ا زآن برای مطربی استفاده کنند. این خود سبب تغییر تصور مردم در مورد آواز و موسیقی شد بدین صورت که هر کس دستی در این هنر داشت را همردیف مطربان تلقی می کردند.اما در این میان نخبگان نیز بی کار ننشستند تا شاهد نابودی هنر آواز خوانی ایرانی باشند. آنها با توجه به سیاست مذهبی حکومت صفوی به ابتکار هنرمندانه و جالبی دست زدند. آواز خوانان، ردیفهای آواز ایرانی را که قبلا به اشعار عاشقانه در مجالس بزم و جشنها اجرا می کردند این بار با اشعاری در رثا و مصیبت امام حسین(ع) و یارانش در قالب تعزیه پیاده کردند. دقت عمل آناندر این کار به گونه ای بوده است که هم اکنون با گذشت حدود نیم قرن از آن زمان، تعزیه دقیقا به همان شکل قبلی اجرا می شود و در ردیفها و گوشه های آونزی آن هیچ تغییری ایجاد نشده است. به عنوان مثال همواره آنان که در نقش لشکریان یزید بودند باید در گوشه ی "مخالف" بخوانند و یاران امام حسین هر کدام در دستگاه و گوشه ی خاصی آواز می خوانند. مسلما این دقت عمل به خاطر حفظ و انتقال صحیح آواز ایرانی به نسلهای آینده بوده است. و اما در ابتکاری جالبتر نخبگان آواز ایران، تصنیف یا آواز ریتمیک را نیز از طریق نوحه خوانی جاودانه کردند. این نوحه ها در واقع همان تصنیفهایی بود که قبلا با ساز و شعرهای عاشقانه اجرا می شد ولی در قالب جدید با سوگ-سرودها و سینه زنی مردم همراه شد. در واقع می توان گفت از دوره ی صفویه به بعد آواز ایرانی به دو شکل تداوم یافت. یک شکل آن اواز در قالب تعزیه و نوحه خوانی بود و و شکل دیگر آنمطربی. در این میان بدلیل اینکه موسیقی مطربی همواره با سلز همراه بود، بیشتر مورد قبول پادشاهان  قرار می گرفت.  پادشاهان همواره در کاخها و حرمسراهای خود اافرادی را به عنوان آواز خوان و مطرب به کار می گرفتند و ا ز طرف دیگر مطربانی که به دربار شاهان راه نمی یافتند راهی کوچه وبازار شده و مطربی و مسخرگی پیشه می کردند. این افرادچون اکثرا عیاش و خوش گذران بودند، نزد عموم مردم وجهه ی خوبی نداشتند.این امر سبب شد آواز خوانانی که تعزیه می خواندند کمکم از ساز فاصله گرفته و به فرا گیری ردیفهای آوازی بسنده کنند تا همردیف مطربان قرار نگیرند. تداوم این امر سبب شد که این افراد دیگر عنوان آواز خوان را در شآن خود نمی دیدند و عنوان تعزیه خوان را برای خود مناسبتر دانستند. بنا براین در تصور جامعه، آواز خوانان همردیف مطربان کوچه باغی قرار گرفتند و از این رو توجه به آنان کم شد و مطرود شدند. این بی توجهی منزوی شدن اهل آواز و موسیقی را در پی داشت. با روی کار آمدن قاجاریه با توجه به روحیه ی عیاش و خوشگذران پادشاهان قاجاری، مطربان در دربارها جایی برای ابراز وجود یافتند.ولی باز هم به دلیل خصوصیات مطربی و مسخرگی که داشتند در دربار نیز به عنوان افراد صاحب مقام شناخته نمی شدند. آنگون که در متون تاریخی دیده می شود در زمان قاجار این افراد را عمله ی طرب می نامیدند که با این عنوان در واقع آنان با نازلترین طبقه ی اجتماعی یعنی عمال همردیف می شدند. در نتیجه ی این نوع نگاه اجتماعی به اواز خوانان، آنها نیز سبک و محتوای آواز خوانی خود را به همین سطح تنزل می دادند. بنا بر این اغلب آوازهای دوره ی قاجار، آوازهای کوچه باغی و مطربی و مسخرگی است. ولی این وضعیت دیری نپایید و متاثر از حوادث اجتماعی ، جریان جدیدی از آواز خوانی در ایران شکل گرفت که با سالهای مشروطه همزمان بود. این سبک جدید ، همان آوازهای اجتماعی و انتقادی عارف قزوینی است. عارف آواز انتقادی را در ایران بنیانگذاری کرد و خود نیز آن را به اوج رساند. وی توانست با درک صحیح از حوادث اجتماعی و خلق آثار متنا سب با آن برای چند دهه مرد شماره یک آواز ایران شود. از وی آثار بسیار زیادی از شعر و آواز با مضامینی همچون: ضدیت با استبداد، ستایش ازادی، عشق به وطن و... به جا مانده است که در حقیقت بخشی از تا ریخ این مرز و بوم است. عارف با ابتکار خود باعث شد آواز و موسیقی ایرانی از مرداب مطربی و مسخرگی بیرون آید و راه نسلهای بعدی برای نو آوری باز شود. با ورود تکنولوژی های جدیدی مانند رادیو و گرامافون به ایران ، عرصه برای نخبگان آواز و موسیقی باز شد و آنها توانستند با آثار جاویدان خود هم تصور جامعه را نسبت به آواز ایرانی تغییر دهند و هم آواز و موسیقی را در جامعه فرا گیر نمایند. در واقع ورود تکنولوژی باعث شد که عصر طلایی آواز ایران شکل بگیرد و آواز دوباره جنبه ی علمی پیدا کرده و نگاه جامعه به آن تغییر یابد. در نتیجه یاین وع نگاه و حمایتها و استقبال جامعه ، آثار جاویدان آواز ایرانی در این دوران خلق شد.

در کل می توان گفت که آواز ایرانی همواره تحت تاثیر شرایط و تغییرات اجتماعی بوده است ولی با همه ی فراز و نشیبها آواز خوانان ایرانی توانسته اند این هنر کهن را از هزاران سال پیش بطور سینه به سینه به ما منتقل کنند.در واقع آواز در جامعه تداوم یافته است و در مقاطع مختلف توانسته نقش خود را به عنوان بخشی از جامعه به خوبی ایفا کند.در زمان جنگ ، سبک و محتوای حماسی دارد. در مراسم مذهبی سبک و محتوای اخلاقی و دینی می یابد و در فضای استبداد آزادی خواه و آرمانگرا می شود. پس اینک نیز که به دست ما رسیده است وظیفه داریم با پذیرش آن به روند تداوم و تکامل آن یاری رسانیم.

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت   توسط جعفر عربیان   | 
براساس برنامه قرار بود در جلسه ی نهم کلاس فیلمی نمایش داده شود و آن فیلم از جنبه های مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.فیلم انتخابی فیلم "troman show" بود.این فیلم که در آن نقش اصلی را جیم کری بر عهده دارد قصه ی مردی است که زندگی واقعی و روزمره ی او بطور مستقیم برای مردم جهان پخش می شود در حالی که خود ترومن از این موضوع اطلاعی ندارد. در واقع تمام دنیای ترومن یک دنیای سینمایی است و همه ی اطرافیان او بازیگر هستند. این فیلم از طریق هزاران دوربین مخفی که خود ترومن از وجود  آنها بی خبر است برای مردم جهان پخش می شود. ترومن سالها در این وضعیت به زندگی خود ادامه میدهد ولی با گذشت زمان و با اشاره های یک دختر متوجه نوعی تکرار و غیر عادی بودن در رخدادهای پیرامونی خود می شود. از این زمان کش و قوسهای داستان شروع می شود و  سر انجام ترومن از طریق یک قایق  بادبانی از طوفان و رعد و برقی که توسط همان گردانندگان زندگی اش ایجاد شده فرار می کند و به دنیای خارج از شهرک سینمای پا می گذارد.

این فیلم رویکردی انتقادی به سینمای هالیوود دارد که در طول فیلم به خوبی به تصویر کشیده شده  است. تسلط هالیوود بر زندگی انسانهاـ بی رحمی ـ سرمایه داری ـ اگهی های تجاری و ... اصولی هستند که بر اساس آنها فیلم شکل گرفته است و در متن نیز بوسیله ی رخدادهای مختلف به مخاطب نشان داده می شود.

پس از نمایش فیلم استاد فاضلی و خانمها:نرگس خضرایی ـ هنگامه مظلومی و اقای مطهر امیری دیدگاههای خود رادر مورد فیلم گفتند.جا دارد  از ایشان جهت آماده سازی فیلم و نمایش آن سپاسگذاری کنیم... 

 


+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت   توسط جعفر عربیان   | 

موضوع  بحث این جلسه؛ اجتماعیات در ادبیات

برای اولین بار جامعه شناسی در ایران در سال 1312 توسط " ویلیام هاز" –انسان شناس آلمانی-  در دانشگاه تربیت معلم ارائه شد. در سال 1334 دکتر غلامحسین صدیقی –فارغ التحصیل دانشگاه سوربون- به ایران باز میگردد و کرسی هاز به او واگذار می شود که با تلاشهای وی دانشکده ی علوم اجتماعی و تعاون در سال 1350 در تهران بنیانگذاری می شود.دکتر صدیقی پایه گذار اجتماعیات در ادبیات در ایران است و خود نیز اولین مدرس آن می باشد. غلامحسین صدیقی تحت تاثیر جریان فکری ناسیونالیسم بود که خود به دو شاخه ی ناسیو نالیسم دولتی(رضا شاه) و ناسیو نالیسم روشنفکر و ملی(دکتر مصدق) تقسیم می شود. ویژگی دیگر دکتر صدیقی داشتن تفکر پوزیتیویستی بود که این امر سبب شد در دوره ی آغازین شکل گیری علوم اجتماعی در ایران، اجتماعیات در ادبیات حاصل یک رویکرد ناسیونالیستی و پوزیتیویستی به جامعه شناسی باشد. بنا بر این ناسیونالیسم و پوزیتیویسم زمینه ها شکل گیری اجتماعیات در ادبیات را فراهم کردند.

ویژگیهای تفکر ناسیونالیم در آن دوران:

داشتن مبانی فرهنگی و افتخار به فرهنگ ایران قبل از اسلام ، اهمیت بالای نژاد آریایی و وجود نوعی تفکر نژاد پرستانه ، حفظ آداب و رسوم باستانی، بویژه نوروز ، سر کوب سایر اقوام و نژادها و ...

ویژگیهای تفکر پوزیتیویسم در آن دوران:

تجربی گرایی در علم ، سیستماتیک و نظام مند بودن علم ، شکل گیری علوم انسانی بر مبنای علوم طبیعی ، قائل به قدرت بودن و توان استقراء در علم و...

اجتماعیات در ادبیات فارسی:

_رویکردی بین رشته ای است که سعی می کند از منظر جامعه شناسی به ادبیات و متون و منابع ایرانی و عمدتا فارسی بپردازد

_رویکردی مشروعیت بخش  وبومی ساز جامعه شناسی در ادبیات ایران است

_رویکردی میانی و واسط برای پیوند زدن منابع فرهنگی ایران با دانشهای جدید است

_رویکرد ناسیونالیستی و پوزیتیویستی به ادبیات فارسی دارد و...

دلایل در حاشیه ماندن اجتماعیات در ادبیات فارسی:

_اجتماعیات در ادبیات فارسی دارای ما به ازاء جهانی یا غربی نیست

_اجتماعیات در ادبیات فارسی بیش از آنکه یک رویکرد علمی یا دانشگاهی به ادبیات باشد یک رویکرد سیاسی به ادبیات و جامعه شناسی است

_اجتماعیات در ادبیات فارسی به دلیل نداشتن متخصصان و محققانی  که در علوم اجتماغی تربیت یافته باشند و توانایی لازم برای تولید دانش بنیانی و نظری داشته باشند، عملا فاقد برخورداری از امکان و فرصت، برای رشد و توسعه را داشت.


+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت   توسط جعفر عربیان   |