امروز برای بار دوم فیلم تاریخی اسپارتاکوس((spartacus را دیدم. موضوع فیلم، گلادیاتوری بنام اسپارتاکوس است که پس از فرار از چنگ رومیان، لشکری از بردگان تشکیل می دهد و با آرمان آزادی به جنگ سپاه روم می رود. این فیلم تاریخ را به زیبایی به تصویر می کشد تا آنجا که آزادگی و رادمردی اسپارتاکوس در ذهن مخاطب حک می گردد. همچنین در چند نقطه از فیلم به امپراطوری قدرتمند ایران نیز اشاره می شود. بطور کلی می توان این فیلم را روایتی زیبا و جذاب از آزادگی یک قهرمان رمی نامید. اما نکته اینجاست که آیا این قهرمانان در فرهنگ ما نیز وجود دارند یا خیر؟
بی شک اگر ذره ای تامل کنیم نه یک قهرمان بلکه دهها قهرمان از این نوع در تاریخ پر فراز و نشیب این کهن بوم می یابیم. قیام کاوه آهنگر، مردانگی پوریای ولی، پهلوانی رستم، عشق فرهاد و... که هر کدام به نوبه خود گوشه ای از فرهنگ غنی ایران زمین را روایت می کنند. حال با وجود این همه قهرمان و اسطوره متاسفانه تلاشی برای شناساندن آنان به جهان صورت نگرفته است. در دنیای تصویری و رسانه ای کنونی، دیگر مکتوبات قدیمی نمی توانند ابزار مناسبی برای انتقال و شناساندن فرهنگ باشند زیرا سینما با ظرفیتهای خود در روایت تاریخ توانسته است جایگزین بحقی برای تاریخ مکتوب باشد. بدون شک زمانی خواهیم توانست افتخارات و افسانه های خود را جهانی کنیم که از این ظرفیتها بهره کافی بریم چرا که اگر ذره ای سهل انگاری شود نه تنها خود را نخواهیم شناساند بلکه دیگران ضمن تحریف تاریخ، ما را آنگونه که خود می خواهند معرفی خواهند کرد. برای نمونه می توان به تلاش کشور قطر جهت ساخت فیلمی که در آن مولانا شاعری ترک معرفی می شود اشاره کرد. و یا فیلمهایی که کارگردانان اروپایی در ستایش سلحشوری های رومیان در جنگهای ایران و روم ساخته اند که در آنها ایرانیان قومی وحشی و سرداران آنان نیز خونخوار و بی فرهنگ نشان داده شده اند.
به امید روزی که تفکرات قالبی و ایدئولوژی سد راه فرهنگ نباشد و این گنجینه غنی یعنی تاریخ و فرهنگ ایران جهانی گردد.






